محمد اعظم خان ناظم جهان

85

قرابادين اعظم ( فارسى )

تخم كدو در عرقيات برآورده شربت بنفشه يا شربت نيلوفر داخل كرده بنوشند و اگر بسبب سردى حنجره يا ترى آن باشد مطبوخى كه در مطبوخات خواهد آمد بدهند و اگر بسبب يبوست حنجره بود و اين اكثر از غبار و دخان حادث مىشود لعاب بهدانه لعاب اسپغول در عرقيات برآورده با شربت نيلوفر و شربت بنفشه بنوشند و آنچه بسبب خوردن سيندور باشد گل چراغ با برگ تنبول بخورانند كه قى مىآرد و گلو مىكشايد و اگر بسبب نزله باشد علاج آن نمايند و اگر در اقسام مذكوره حاجت تنقيه شود بمسهل تنقيه نمايند ايضا كه براى بحت الصوت كه از سردى بود مجرب صفت آن بگيرند ادرك و اندرون آن خالى كنند و يك درم حلتيت و يك درم نمك سنگ سائيده اندرون پر كرده و قطعات ادرك بر آن پوشيده در خمير آرد گندم گرفته بخاكستر گرم نهند تا پخته شود هر روز به قدر ثلث درم از آن بخورند [ دوائى كه براى ضيق النفس نافع ] دوائى كه براى ضيق النفس نافع و بدانند كه مادهء اين مرض گاه باشد كه در ريه بسبب سردى مزاج ريه متولد مىشود و گاهى از دماغ بريه مىريزد و اين با علامات نزله مىباشد و ثقل و تمدد در دماغ و صداع بود و ضيق دفعة عارض مىشود صفت آن مطبوخى كه در مطبوخات خواهد آمد و نافع هر دو نوع مذكورهء ضيق النفس‌ست بنوشانند و لعوق معتدل همراه مطبوخ مذكور بدهند و اگر مادهء نزله منصبه حار باشد فصد هفت اندام يا باسليق كنند و بعد نضج ماده از منضج بارد و مسهل بارد تنقيه كنند و لعوقات درين مرض بهتر از مشروبات‌اند و روغن سوسن و روغن نرگس و مانند آن كه معين بر نفث مواد باشد بر سينه و پهلو بمالند و ديگر لعوقات و سفوفات نافع آن بخورانند و اگر ازين تدبير فائده نشود در ضيق بلغمى بعد از نضج تنقيه بمسهل گرم و حب ايارج كنند و قى كردن بعد از مسهل مفيد بود و اگر ضيق بسبب بخارات حارهء قلب باشد علاج خفقان كنند و اگر بسبب رياح و ابخرهء اعضاى تنفس باشد شيرهء تخم كشوث شيرهء باديان و گلقند بخورانند و تنقيه بمسهل گرم كنند و اگر بسبب ورم ريه يا ورم عضو مجاور او باشد علاج آن بعلاج ورم آن عضو كنند دوائى كه بغايت قوىست در ضيق بلغمى بارد و مزمن صفت آن بگيرند شير زقوم نيمدام و در آرد گندم آميزند و قرص ساخته بر آتش بريان كنند چون خواهند كه بدهند سه روز قبل بيمار را غذاى نرم دهند و روز چهارم نصف ازين دوا اگر مرد جوان و قوى باشد بدهند چون شش هفت بار اسهال شود جغرات با خشكه بخورانند ليكن بسيار نبايد خورد و اگر اين غذا نيز برآيد و اسهال بند نشود غذاى مذكور ديگربار دهند و روز ديگر دوائى نصف باقى بدهند بعده تا سه روز شورباى كبوتر با خشكه بخورانند و پنج شش روز ديگر غذاى نرم دهند در اثناى خوردن دواء بعد از آن تا چند روز از باد پرهيز ضرورست در خانهء محفوظ كه بسيار تاريك نباشد بنشينند كه سخت نافع‌ست نوع ديگر كه تنقيهء ريه و تقطيع رطوبت مىكند و به ربو نفع بين مىبخشد صفت آن قند يك درم در آبى كه انجير سفيد يك اوقيه در آن جوشانيده صاف نموده باشند حل كنند و يك درم روغن بادام شيرين حل كرده سه روز بنوشند ايضا عجيب براى اخراج ماده از صدر و ريه در ضيق و سرفه صفت آن زوفاى خشك پودينه اصل السوس خردل قردمانا فلفل تخم انجره انيسون مساوى كوفته به عسل كف گرفته معجون سازند و يك ملعقه بخورند دوائى كه جهت اقسام سرفهء بلغمى تازه و كهن و ضيق حديث و مزمن مجرب و ممتحن صفت آن بيارد چرچره با برگ و شاخ و تخم و بيخ همه را خشك كرده بسوزانند كه خاكستر شود و نيم سير ازين خاكستر در ده سير آب بجوشانند تا يك سير آب بماند نصف ازين خاكستر جوشيده با نيم آثار آب گرفته با دو نيم پاؤ فلفل دراز كهرل كرده حب مقدار كناردشتى ببندند يك حب هر صبح بخورند و نيم سير آب با خاكستر كه باقى مانده در آن نيم سير اجواين انداخته نگاه دارند و وقت